نی نی خوشکلم
سلام ستاره اسمون دل مامانی.
الهی که فدای وجود مجازیت شم مامانی. گل من، شرمندتم که دیر به دیر میام برای روشنایی قلبم مطلب مینویسم. این روزها حسابی سرم شلوغه و درگیرم. مجبورم تند تند خودمو به بقیه برسونم. گاهی حس میکنم خیلی عقبم و گاهی ارومم. بابایی هم حسابی درگیره. اما یه خبر خیلی خوب برات دارم عزیزم.
اسم مامانی و بابایی واسه مشهد در اومده و از طرف دانشگاه قراره بریم مشهد.هوراااااااااااااااااااااا
خیلی خوشحالم نازنینم. به قول بابایی سالهاست که انتظار این روز رو میکشیدم. این سفر یه جورایی اولین سفر دو نفری مامانی و بابایی میشه و یه جورایی ماه عسلمون میشه. اولش که همه کاروانها پر شده بود خیلی ناراحت شدیم. اخه نمیدونی چقد انتظار این روز رو میکشیدیم. خیلی دلم گرفت و با امام رضا شرو به درددل کردم. گفتم یا امام منو لایق زیارت بارگاهت ندونستی اما به خاطر مسعود ما رو میطلبیدی.
باورت نمیشه مامانم به فاصله 2 3 ساعت بعدش دیدم یه جا توی یه کاروان باز شده و ما ثبت نام کردیم. مامان بزرگ ملوک میگفت این اتفاقی نبود و شما رو طلبید. الان که این اتفاق رو توی ذهنم مرور میکنم اشک توی چشام جمع میشه و از شدت هیجان دستام میلرزه. خدایا صدهزار بار شکرت خیلی بهمون حال میدی و حسابی هوامون رو داری.
وقتی تو یه دنیای بزرگ نگاه میکنی مییبینی یکی اون بالاست که حسابی پشتتو داره دلت قرص قرص میشه.
همه ما یه ارزو داریم اون هم در اغوش کشیده فرشته کوچکی حاصل از عشقمون که خدا به ما ارزونی میکنه. 
مامانم با تمام وجودم ارزوی داشتنت رو دارم. حتی با وجود دوری و تنهایی و مشکلات دیگه از دل و جان ارزوی داشتنت رو دارم . مامانم حاضرت قیمت داشتن تو رو بدم و اون قیمت از دست دادن خودم. چون اون موقع که بیای همه وجود من تو میشه و منی دیگه وجود نداره.
دوست دارم مامانی.
مامان برام دعا کن کارم درست شه. شبانه روز تلاش میکنم که هر چه زودتر وجود گرم تو و بابایی رو در کنارم واسه همیشه داشته باشم.
عاشقتم.


نی نی خوشکلم
